P4r4d4ys.rezA H
اگــــه مـــی خوای بــری برو حرفهای من فــايدهً نــــــــداره...
بعد میبینی آدمها با تو فاصله میگیرند سواستفاده کردن به پیری و معرکهگیری … اما بگذار به سن تو برسند! بگذار صندوقچهشان لبریز شود آنوقت حال امروز تو را میفهمند بدون اینکه تو را به یاد بیاورند و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن ! دوستت دارمها را نگه میداری برای روز مبادا، این جملهها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمیکنی! باید آدمش پیدا شود! باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد. توی میهمانی اگر نگاهت کرد توی رقص اگر پابهپایت آمد اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند و اگر منظرههای قشنگ را نشانت داد برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ میشود خرج میکنی! یک چقدر زیبایی! یک با من میمانی؟ چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط... اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم. جملات عارفانه دکتر شریعتی در مورد عشق عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است. آن اوج می گیرد. عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد عشق طوفانی و متلاطم است عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد. عشق در دریا غرق شدن است
متهمت میکنند به هیزی …
به مخزدن ... به اعتماد آدمها!
غریب است دوست داشتن ...
دلم تنگ شدهها را، عاشقتمها را …
شروع میکنی به خرج کردنشان!
اگر نگاهش را دوست داشتی
اگر هوایت را داشت
توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود
اگر استدلالی کرد که تکانت داد
در سفر اگر شوخ و شنگ بود
اگر مدام به خندهات انداخت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با
دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند.
دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت.
دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را
دوست داشتن در دریا شنا کردن
![]()
![]()
![]()
| Design By : ParsSkin.Com |










